بازندگی

لغت نامه دهخدا

بازندگی. [ زَ دَ / دِ ] ( حامص ) ( از باختن ).حیله گری. مکاری. ( از غیاث اللغات بنقل از مصطلحات وبهار عجم ). کنایه از حیالی. ( آنندراج ):
بسکه بازندگی از مردم عالم دیدم
صورت گنجفه خلقم بنظر می آید.محسن تأثیر ( از آنندراج ).و رجوع به مجموعه مترادفات ص 264 شود.

جمله سازی با بازندگی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 جان و دل در باز در راه خدا غیر این بازندگی حیفست حیف

💡 در لباس ابر باشد تیغ بازی های برق در سواد چشم شرم آلود او بازندگی

💡 هست اگر کیفیتی بازندگی در بیخودی است تا به حال خویش می آیم ز حال افتاده ام

💡 برق را هر چند نتوان کرد پنهان زیر ابر در سواد چشم او بازندگی پوشیده است

ورژن یعنی چه؟
ورژن یعنی چه؟
ساخره یعنی چه؟
ساخره یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز