شنگ زن

لغت نامه دهخدا

شنگ زن. [ ش َ زَ] ( اِ ) شنگرف ( یکی مصحف دیگری است ). ( حاشیه برهان چ معین ). کرمی است که کشت و زراعت را خورد و ضایع کند. ( برهان ). در مؤید: کرمی که کشت خورد، اما اشعار به حرکتش نکرده است. ( رشیدی ). برهان این کرم را شنگرف خوانده و آن خطا است. ( از انجمن آرا ) ( از آنندراج ). کرمی دراز و گندمخوار که در غله زار بهم رسد و غله را خراب کند. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به شنگرف شود.

جمله سازی با شنگ زن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 دل به دست آن نگار شوخ و شنگ افتاده است طفل بازیگوش را آتش به چنگ افتاده است

💡 آن محال است که گویند نزاری کرده ست تو به از مطرب و می یا کند از شاهدِ شنگ

💡 بسکه بگسیخت خم طره از آن دو بت شنگ کاخ من تبت و تاتار شد از بوی و برنگ

💡 این دلبری و شوخی از سرو و گل نیاید وین شاهدی و شنگی در ماه و خور نباشد

💡 در این شهرستان رود مهم قزل‌اوزن و شاخه‌های آن مانند شاهرود آرپاچای و شنگ‌آباد به طرف جنوب جریان داشته و سرانجام به دریای خزر می‌ریزد. این منطقه از لحاظ آب وهوا دارای تابستان‌های معتدل و رمستان‌های سرد است.

💡 روزی دل جز شکست از یار شوخ و شنگ نیست قسمت دیوانه از طفلان به غیر از سنگ نیست

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران