شاپور خره

لغت نامه دهخدا

شاپورخره. [ خ ُرْ رَ ] ( اِخ ) شاپورخوره. شوش، از بلاد خوزستان. «شاپور ذوالاکتاف تجدید عمارت ( شوش ) کرد و شاپور خوره خواند و شکلش بر مثال باز نهاده بود گور دانیال پیغمبر ( عم ) بر جانب غربی آن شهر است در میان آب و در آنجا ماهیان انسی اند و از مردم نگریزند و کس ایشان را نرنجاند.» ( نزهةالقلوب مقاله سوم ص 112 ). و رجوع به یشتها ج 2 ص 311 وتاریخ سنی ملوک الارض و الانبیاء چ برلین ص 37 شود.

فرهنگ فارسی

۱ - یکی از ولایات پنجگانه فارس در قدیم این تقسیم از دوره ساسانیان معمول گردیده و در دوره خلفا هم باقی بوده است. شاپور خره کوچکترین ولایت فارس بود و حدود آن از حوضه رود شاپور علیا وشعب وی تجاوز نمیکرد و شهرهای آن کازرون و بشاپور و انبوران و باشت قوطا و نوبندگان بود. ۲ - در نزهه القلوب ( مقاله ۳ ص ۱۱۲ ) آمده [ شاپور ذوالا کتاف تجدید عمارت (شوش ) کرد و شاپور خوره خواند و شکلش بر مثال باز نهاده بود. گور دانیال پیغمبر عم بر جانب غربی آن شهر است. درین صورت این شهر جز شاپور خره مذکور در بالا است.
شاپور خوره. شوش از بلاد خوزستان

دانشنامه آزاد فارسی

شاپور خُرّه
رجوع شود به:شاپور خوره

جمله سازی با شاپور خره

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 «ارجان از بناهای قباد بن فیروز است؛ زیرا که او هنگامی که پادشاهی را از برادرش جاماسپ باز پس گرفت، با رومیان جنگ کرد؛ و دو شهر از شهرهای جزیره را بگشود و بفرمود تا میان فارس و اهواز شهری ساختنند و آن را بر قباد نامید؛ و همان است که اکنون ارجان گویند. آنجا را استان کرد و چند روستا از خوره‌های رامهرمز و شاپور اردشیر خره و سپاهان بدان داد.»

قمبل یعنی چه؟
قمبل یعنی چه؟
ضمیمه یعنی چه؟
ضمیمه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز