لغت نامه دهخدا
انبوران. [ ] ( اِخ ) شهرکیست بحدود نوبنجان [ در فارس ] و از آنجا چندی از اهل فضل خاسته اند، هوایش معتدل است و آب روان دارد. ( نزهةالقلوب چ دبیرسیاقی ص 152 ) ( از فارسنامه ابن البلخی ص 143 ).
انبوران. [ ] ( اِخ ) شهرکیست بحدود نوبنجان [ در فارس ] و از آنجا چندی از اهل فضل خاسته اند، هوایش معتدل است و آب روان دارد. ( نزهةالقلوب چ دبیرسیاقی ص 152 ) ( از فارسنامه ابن البلخی ص 143 ).
شهرکیست بحدود نوبنجان و از آنجا چندی از اهل فضل خاسته اند هوایش معتدل است ٠
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آثار و ابنیهٔ تاریخی اسلامی در سراسر ممسنی موجود است از جمله آنها میتوان شهر خفرک و تشگه در شوسنی و مصیری و شهر چهاربازار تل اسپید را نام برد. نام قدیمی این شهرستان در بدو تشکیل انبوران و در اواخر سلسله صفوی به ممسنی تغییر نام یافت.