لغت نامه دهخدا
خورد و برد کردن. [ خوَرْ / خُرْ دُ ب ُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) افراط کردن. ریخت و پاش بیهوده کردن:
علم خورد و برد کردن در خور گاو و خر است
سوی دانا اینچنین بیهوده ها را بار نیست.ناصرخسرو.
خورد و برد کردن. [ خوَرْ / خُرْ دُ ب ُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) افراط کردن. ریخت و پاش بیهوده کردن:
علم خورد و برد کردن در خور گاو و خر است
سوی دانا اینچنین بیهوده ها را بار نیست.ناصرخسرو.
افراط کردن ریخت و پاش بیهوده کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 داد بداد خلق را، خورد فراغ و خواب شد دشمن او ز رشگ این دشمن خورد و خواب شد
💡 باده خورد و به زبان مست شد آن تند نهاد مست بود و به درم رام شد آن عربده جوی
💡 هلن کاکس نماینده پارلمان انگلیس که به داشتن مواضع بشر دوستانه و حمایت از مردم فلسطین و سوریه مشهور بود هدف حمله مسلحانه قرار گرفت و کشته شد. نحوه ترور خانم هلن بسیار دلخراش بود؛ نماینده ۴۱ ساله پارلمان و مادر دو کودک، هم چندین چاقو خورد و هم ۳ گلوله
💡 بعد از یک روز نبرد گوانچانگ شکست خورد و دوباره دستگیر شد اما او از سد نگهبانانش گذشت و فرمانده باکجه را کشت ولی دوباره دستگیر شد.
💡 طفل بصر در آبله گشتست شیرخوار صدبار بیش خورد و تو گوئی که ناشتاست
💡 او ابتدا در برابر یالنیس کاستیو از کوبا در دور مقدماتی شکست خورد و سپس در برابر ساگات آبیکیوا از قزاقستان نیز شکست خورد و حذف شد.