خراج خر

لغت نامه دهخدا

خراج خر. [ خ َ خ َ ] ( اِ مرکب ) آوازی که از گلوی مردم یا گلو فشرده برآید. ( از آنندراج ). شاید خراخر باشد. رجوع به خراخر در این لغت نامه شود.

فرهنگ فارسی

آوازی که از گلوی مردم یا گلو فشرده بر آید.

جمله سازی با خراج خر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 256- ((اهل ذمه )) به كسانى از اهل كتاب گفته مى شود كه با شرط پرداخت جزيهو خراج در سرزمين اسلام و تحت حمايت حكومت اسلام زندگى مى كنند.

💡 تُرک آن بود کز بیم او دیه از خراج ایمن بود تُرک آن نباشد کز طمع سیلی هر قنسز خورد

💡 اسكندر گفت: سه سال ماليات چين را از تو مى خواهم. فغفورقبول كرد. چون زود قبول كرد، اسكندر گفت: بعد از دادن خراج و ماليات حالت چگونهشود؟ فغفور گفت: چنانكه هر دشمنى بر من حمله كند مغلوب شوم.

💡 با آغاز خلافت معتصم، مازیار از ارسال خراج خود برای عبدالله بن طاهر، خودداری کرد.

💡 قمر رکابی و کیوان جناب و می‌زیبد که هندوان تو گیرند زآفتاب خراج

💡 زهی بچین دو زلف از حبش گرفته خراج نموده لشگر حسنت عقول را تاراج

فصل یعنی چه؟
فصل یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز