لغت نامه دهخدا
خراخر. [ خ َ خ َ ] ( اِ صوت ) صدا و آوازی را گویند که از گلوی مردم خفته و آن کس را که گلو فشرده باشند برآید. ( از برهان قاطع ) ( از غیاث اللغات )( از ناظم الاطباء ) ( از انجمن آرای ناصری ). خِرخِر.
خراخر. [ خ َ خ َ ] ( اِ صوت ) صدا و آوازی را گویند که از گلوی مردم خفته و آن کس را که گلو فشرده باشند برآید. ( از برهان قاطع ) ( از غیاث اللغات )( از ناظم الاطباء ) ( از انجمن آرای ناصری ). خِرخِر.
= خُرخُر
( اسم ) آوازی که از گلوی شخص خفته یا کسی که گلویش را فشرده باشند بر آید.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 رسید از باده خانه پر به زیر مشک می اشتر رها کن خواب خراخر که قمقم بانگ زد قم قم