حجاب ملل باستان

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] برای حجاب ملل باستان ریشه های مختلفی از قبیل فلسفه ریاضت و رهبانیت، ناامنی، حریم و پوشش یادگار عهد مالکیت و تسلط مرد را بیان کرده اند؛ این ریشه ها در این مقاله مورد نقد و بررسی قرار می گیرد.
ارتباط مساله پوشش با فلسفه ریاضت و رهبانیت از این جهت است که چون زن بزرگ ترین موضوع خوشی و کامرانی بشر است، اگر زن و مرد معاشر و محشور با یکدیگر باشند، خواه ناخواه دنبال لذت جوئی و کامیابی می روند. پیروان فلسفه رهبانیت و ترک لذت برای اینکه محیط را کاملا با زهد و ریاضت سازگار کنند بین زن و مرد حریم قائل شده، پوشش را وضع کرده اند، کما اینکه با چیزهای دیگری هم که نظیر زن محرک لذت و بهجت بوده است مبارزه کرده اند. پدید آمدن پوشش طبق این نظریه، دنباله و نتیجه پلید دانستن ازدواج و مقدس شمردن عزوبت است.ایده ریاضت و ترک دنیا همانطوری که در موضوع مال، فلسفه فقر طلبی و پشت پا زدن به همه وسائل مادی را به وجود آورده است، در مورد زن فلسفه تجردطلبی و مخالفت با جمال را ایجاد کرده است. بلند نگهداشتن مو که در میان سیک ها، هندوها و بعضی دراویش معمول است نیز از مظاهر مخالفت با جمال و مبارزه با شهوت و از ثمرات فلسفه طرد لذت و میل به ریاضت است. می گویند کوتاه کردن و ستردن مو، سبب فزونی رغبت جنسی می گردد و بلند کردن آن موجب تقلیل و کاهش آن است.در اینجا بد نیست قسمتی از گفته برتراند راسل را در این موضوع بیاوریم. وی در کتاب "زناشوئی و اخلاق" صفحه ۳۰ می گوید: بخصوص در قرون اول مسیحیت این طرز فکر سن پول (بولس مقدس)، از طرف کلیسا اشاعه تمام یافت و تجرد مفهوم تقدس به خود گرفت و عده بی شماری راه بیابان پیش گرفتند تا شیطان را منکوب سازند، شیطانی که هر آن ذهن آنان را از تخیلات شهوانی مملو می ساخت. کلیسا ضمنا با استحمام به مبارزه پرداخت زیرا خطوط بدن، انسان را به طرف گناه می راند. کلیسا چرک بدن را تحسین کرده رایحه بدن و صورت بوی تقدس را به خود گرفت زیرا باز به نظر سن پول، نظافت بدن و آرایش آن با نظافت روح منافات دارد. شپش مروارید خدا شناخته شد.
مرتضی مطهری، مسئله حجاب، ص۳۴-۳۳.
ریشه دیگری که برای به وجود آمدن پوشش ذکر کرده اند ناامنی است. در زمان های قدیم بی عدالتی و ناامنی بسیار بوده است. دست تجاوز زورمندان و قلدران به مال و ناموس مردم بی باکانه دراز بوده است. مردم اگر پول و ثروتی داشتند ناچار بودند به صورت دفینه در زیر خاک پنهان کنند. علت مخفی ماندن گنج ها این است که صاحبان طلا و ثروت جرات نمی کردند که حتی بچه های خود را از پنهان گاه ثروت خود آگاه سازند. می ترسیدند که راز آنها به وسیله بچه ها فاش شود و مورد تجاوز و گزند قلدران واقع شوند. بدین ترتیب گاهی اتفاق می افتاد که پدر با مرگ ناگهانی از دنیا می رفت و فرصت نمی کرد اسرار خود را به فرزندش بسپارد. قهرا دارائی او در زیر خاک ها مدفون می ماند. جمله معروف استر ذهبک و ذهابک و مذهبک، پول و مسافرت و عقیده خود را آشکار نکن، یادگار آن زمان ها است.همانطور که در مورد ثروت امنیت نبود، راجع به زن هم امنیت وجود نداشت. هر کس زن زیبائی داشت ناچار بود او را از نظر زورمندان مخفی نگهدارد. زیرا اگر آنها اطلاع پیدا می کردند. او دیگر مالک زن خود نبود. ایران در دوره ساسانی ناظر جنایت ها و فجایع عجیبی در این زمینه بوده است. شاه زادگان و موبدان و حتی کدخداها و ارباب ها هر گاه از وجود زن زیبائی در یک خانه مطلع می شدند به آن خانه می ریختند و زن را از خانه شوهرش بیرون می کشیدند. در آن موقع سخن از پوشش و حجاب نبود. سخن از به اصطلاح قایم کردن و مخفی داشتن زن بود که احدی نفهمد.ویل دورانت در کتاب "تاریخ تمدن" قضایای شرم آوری در این باره از ایران قدیم نقل می کند. کنت گوبینو در کتاب "سه سال در ایران" می گوید: حجابی که هم اکنون در ایران است بیش از آن اندازه که مستند به اسلام باشد مستند به ایران قبل از اسلام است. و می نویسد که در ایران قدیم مردم هیچ امنیتی در مورد زنها نداشتند.درباره انوشیروان، که به غلط او را عادل خوانده اند، نقل شده که وقتی یکی از سرهنگان ارتش او زنی زیبا داشت. انوشیروان به قصد تجاوز به زن او در غیاب او به خانه اش رفت. زن جریان را برای شوهر خود نقل کرد. بی چاره شوهر، دید زنش را که از دست داده سهل است جانش نیز در خطر است. فورا زن خویش را طلاق گفت. وقتی انوشیروان مطلع شد که وی زنش را طلاق داده است به او گفت شنیدم یک بوستان بسیار زیبائی داشته ای و اخیرا آن را رها کرده ای، چرا؟ گفت جای پای شیر در آن بوستان دیدم ترسیدم مرا بدرد. انوشیروان خندید و گفت دیگر آن شیر به آن بوستان نخواهد آمد. این نا امنی ها اختصاص به ایران و به زمان های قدیم نداشته است. داستان اذان نیمه شب که در "داستان راستان" آورده ایم نشان می دهد که چگونه مشابه این جریان ها در دوران تسلط مردم ماوراء النهر بر دستگاه خلافت بغداد، در بغداد هم رواج داشته است. در همین زمان ها نزدیک خودمان یکی از شاهزادگان در اصفهان از این گونه تجاوزها زیاد داشته است و مردم اصفهان قصه های زیادی از زمان حکومت او نقل می کنند.
مرتضی مطهری، مسئله حجاب، ص۴۶-۴۵.
بعضی ها برای پوشش زن ریشه اقتصادی قائل شده گفته اند حریم و پوشش یادگار عهد مالکیت و تسلط مرد است. مردان به خاطر اینکه از وجود زنان بهره اقتصادی ببرند و آنها را مانند بردگان استثمار کنند، آنها را در خانه ها نگه می داشتند و برای اینکه فکر زن را قانع کنند که خود به خود از خانه بیرون نرود و بیرون رفتن را کار بدی بداند فکر حجاب و خانه نشینی را خلق کردند. گویندگان این سخن، سعی کرده اند مسائل دیگری از قبیل نفقه و مهر را نیز بر اساس مالکیت مرد نسبت به زن توجیه کنند.
← دیدگاه خانم منوچهریان
...

جمله سازی با حجاب ملل باستان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ماشیح واژهٔ عبری به معنای «مسیح رهایی‌بخش» است و از ریشهٔ عبری «مشح» یعنی «پاک کردن با روغن مقدس» مشتق شده‌است. یهودیان مانند اقوام و ملل باستان پیش از نصب پادشاه و کاهن به سر آن‌ها روغن می‌مالیدند تا نشانهٔ موقعیت جدید آن‌ها و نیز علامت آن باشد که روح الهی در آن‌ها حلول کرده‌است. قلمرو مفهومی واژه «ماشیح» رفته رفته گسترش پیدا کرد و معانی گوناگونی پیدا کرد. کلمهٔ ماشیح به تمام پادشاهان و پیامبران قوم یهود و همچنین به کورش شاه دودمان هخامنشیان در ایران یا هرکس که خداوند او را مأمور انجام کار خاصی می‌کرد اشاره داشت. این کلمه در نهایت امر معنی خاصی یافت و اشاره به کسی داشت که از سوی خداوند فرستاده شده و قداست خاصی دارد.

💡 در نزدیکی خرابه‌های عرش بلقیس آثار و ویرانه‌های یک پرستشگاه بزرگ به چشم می‌خورد، این معبد در یک کیلومتری شمال کاخ بلقیس قرار داشته بود. برخی از ملل باستانی به خدایان و الهگان اعتقاد داشتند و به اعتقاد خویش برای جلب رضای آنان، مجسمه‌ها و بناهای یادبودی برمی‌افراشتند. یکی از این الهگان الهه آفتاب بود که قوم بلقیس (مردم سبا) آن را الهه (شمس) می‌گفتند. مردم مملکت سبا معبدی برای الهه خورشید ساختند و مجسمه آن را که یک قرص کامل آفتاب بود در درون این معبد گذاشتند و آن را ستایش می‌نمودند. چونکه ملت سبا آفتاب‌پرست بودند و در هنگام طلوع و غروب آن را می‌پرستیدند. این معبد از سنگ مرمر سفید و طلا ساخته بودند. آورده‌اند که این معبد برق می‌زد و بزرگ و بلند و باشکوه بود. معبد الهه شمس یکی از بزرگ‌ترین و کاملترین معبدهایی بود که در عهد ملکه بلقیس «ملکه مملکت سبا» ساخته شده بود. ویرانه‌های این معبد و مجسمه «قرص شمس» (آفتاب) که تکه‌تکه و خرابه‌های ستون‌های دیوار معبد که به جا مانده‌است نشان می‌دهد که معبدی بسیار باشکوه بوده‌است. این آثار برجستهٔ باستانی در کشور یمن و در ۹ کیلومتری شمال شهر مأرب کنونی واقع می‌باشد.

کس خل یعنی چه؟
کس خل یعنی چه؟
چیپ یعنی چه؟
چیپ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز