لغت نامه دهخدا
گوشتاسب. ( اِ ) احتلام. ( رشیدی ). احتلام و شیطانی شدن باشد. ( برهان ). مصحف گوشاسب است. ( حاشیه برهان قاطع چ معین ). || منقارمرغان. ( رشیدی ) ( برهان ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ).
گوشتاسب. ( اِ ) احتلام. ( رشیدی ). احتلام و شیطانی شدن باشد. ( برهان ). مصحف گوشاسب است. ( حاشیه برهان قاطع چ معین ). || منقارمرغان. ( رشیدی ) ( برهان ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گفت: (به قدر سيصد سوار يا كمتر، بيرون رفتيم براى غارتاموال ! هركسى را كه بيابيم، بكشيم. مالى بگير نياورديم تا سه روز گرسنه مانديمو از شدّت گرسنگى بعض از ما به بعض ديگر گفت كه: (بياييم قرعه بيندازيم بهاسبان ما و به اسب هر يك كه قرعه بيرون آيد، آن اسب را بكشيم كه گوشت آن رابخوريم تا آنكه از گرسنگى هلاك نگرديم.)
💡 گوشت قطعا بر استخوانش نیست راست خواهی چو اسب شطرنجست
💡 مردم از هر طرف با شتاب آمدند، حاتم همه گوشت اسب را بين آنها تقسيم نمود، و ديگرچيزى از آن نماند و خودش ذره اى از آن را نچشيد.(471)
💡 غذاى حلال و طيب يكى از پادشان، آهويى براى يكى از علماى بزرگ اسلام فرستاد، و پيام داد كه اين آهوحلال است، از گوشت آن بخور، زيرا من آن را با تيرى كه به دست خودم آنرا ساخته ام،صيد كرده ام، و در هنگام صيد آن، بر اسب سوار بودم كه آن اسب را از پدرم ارث بردهام.
💡 استان اوئیتا به خاطر تولید نارنج ژاپنی و همچنین فراوردههای گوشت اسب مشهور است.