لغت نامه دهخدا
تک پرانی. [ ت َ پ َ ] ( حامص مرکب ) تک پراندن. عمل تک پران. تباه کاری گاه بگاه زنی. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ). رجوع به تک پران و تک پراندن شود.
تک پرانی. [ ت َ پ َ ] ( حامص مرکب ) تک پراندن. عمل تک پران. تباه کاری گاه بگاه زنی. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ). رجوع به تک پران و تک پراندن شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نه کمتری تو ز پروانه و حبیب از شمع وگر کمی ز پر او چه باد پرانی
💡 وقت آن شد که دل رفته به ما بازآری عقلها را چو کبوتربچگان پرانی
💡 از نهیب نهی او در نیمه ره باز ایستد تیر پرانی که بیرون رفته باشد از کمان
💡 پیاده شو از لاشهٔ جسم غایب که تا با شه جان به حضرت پرانی
💡 چو نرم روی خدنک از کمان صلب پرانی خواص نرمی و چربی دهد صلابت خارا
💡 آموزش خواندن برای دختران مجاز بوده؛ ولی دختران نباید نوشتن میآموختند؛ و معروف بوده «دختر، مشق که بلد شد، کاغذ پرانی میکند» (یعنی نامه عاشقانه مینویسد)