واژه «تشویش کردن» در زبان فارسی به معنای مضطرب شدن، بیقرار شدن و از دست دادن آرامش است و حالتی را توصیف میکند که فرد دچار پریشانی و نگرانی میشود. این اصطلاح علاوه بر حالت درونی اضطراب، میتواند به معنای ایجاد اضطراب یا پریشانی در دیگران نیز به کار رود، یعنی کسی را ناراحت، آزرده یا پریشان کردن. «تشویش کردن» گاهی شامل احساس بیاطمینانی، سردرگمی و تردید در ذهن فرد میشود و موجب اختلال در تمرکز و آرامش روانی او میگردد. در ادبیات فارسی نیز این واژه برای بیان آزردگی، سرزنش یا پشیمانی بهکار رفته است و میتواند نشاندهنده تأثیر منفی یک عمل یا رفتار بر روح و روان شخص باشد. کاربرد آن در متون ادبی و شعری معمولاً برای توصیف حالتی است که انسان از نظر عاطفی دچار ناراحتی یا اضطراب شده است و احساس بیقراری و دلنگرانی در او غالب میشود. در برخی موارد، تشویش کردن میتواند به معنای دلسرد کردن یا از پیش خود راندن فرد نیز تعبیر شود، که با حس سرزنش و نارضایتی همراه است. این واژه نشاندهنده واکنش طبیعی انسان به فشارهای روانی، شرایط نامطلوب یا اعمال دیگران است و تأکید بر تأثیرات روانی و عاطفی دارد.
تشویش کردن
لغت نامه دهخدا
تشویش کردن. [ ت َش ْ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) مضطرب شدن و بهم برآمدن و بی آرام شدن و آزرده شدن. ( ناظم الاطباء ): اگر عیاذباﷲ شغبی و تشویشی کنید پیداست که عدد شما چند است این شش هزار سوار و حاشیت یک ساعت دمار از شما برآرند. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 359 ). || مضطرب کردن پریشان و آزرده کردن: چند بار پیش راه مرا گرفت و همچنان مرا تشویش کرد. ( انیس الطالبین بخاری ص 34 ). در این اثنا مرا میل اهل و اولادتشویش کرد. ( انیس الطالبین ص 79 ). و مبلغ هزار دینار از من طلب داشتند و تشویش بسیار کردند. ( انیس الطالبین ص 177 ). || در این بیت بوستان بمعنی از پیش خود راندن و سرزنش کردن. ( آنندراج ):
بداندیش را زجر و تشویش کرد
پشیمانی از گفته خویش خورد.سعدی.
فرهنگ فارسی
مضطرب شدن و بهم بر آمدن و بی آرام آرام شدن و آزرده شدن