لغت نامه دهخدا
تالکی. ( اِ ) گشنیز صحرایی باشد. ( فرهنگ جهانگیری ) ( برهان ) ( آنندراج ). گشنیز کوهی. ( برهان ) ( آنندراج ). گشنیج دشتی. ( شرفنامه منیری ). گشنیز بری. ( ناظم الاطباء ). تالگی. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به تالگی شود.
تالکی. ( اِ ) گشنیز صحرایی باشد. ( فرهنگ جهانگیری ) ( برهان ) ( آنندراج ). گشنیز کوهی. ( برهان ) ( آنندراج ). گشنیج دشتی. ( شرفنامه منیری ). گشنیز بری. ( ناظم الاطباء ). تالگی. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به تالگی شود.
گشنیز کوهی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 معادن این سنگ در منطقهٔ کامران خیل ولسوالی سیدآباد میدان وردک، که در جنوب مرکز ولایت موقعیت دارد، تثبیت شدهاست. هکذا معدن تالک در قسمت جنوب غرب کابل در ساحه تنگی للندر موقعیت دارد، هرچند تفصیلات از مقدار ذخیره و سال کشف آن در دسترس نیست؛ اما به اساس معلومات پوهاند دکتور نقیب الله سهاک، این معدن دارای چهار زون معدنی تالک میباشد که طول زونها ۱۰۰ الی ۸۰۰ متر است. در زونهای ذکر شده، اجسام تالکی ۳ضرب ۵ الی ۲۰ضرب ۳۰ متر جدا میشوند و به گفتهٔ همین استاد، مواد این ظهور معدنی در سابق توسط مردم محل استخراج میگردید.