شغبی

لغت نامه دهخدا

شغبی. [ ش َ ] ( ص نسبی ) منسوب است به یداشغب که دو وادی از ابله میباشند. ( از انساب سمعانی ).
شغبی. [ ش َ با ] ( اِخ ) دهی است بر یک مرحله از ابله. ( منتهی الارب ).
شغبی. [ ش َ ] ( اِخ ) زکریابن عیسی محدث. منسوب است به شغب و آن آبخوری است میان بصره و شام. ( منتهی الارب ).

فرهنگ فارسی

زکریا ابن عیسی محدث منسوب است به شغب و آن آبخوری است میان بصره و شام.

جمله سازی با شغبی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ابله اکنون تویی ای جان جهان کز پی زر طعنه بر من زنی اکنون و بسازی شغبی

💡 فریاد، ز غمزه تو فریاد کز وی شغبی به عالم افتاد

💡 وان شغبی کان دو سه تن ساختند قصه به گوش ملک انداختند

💡 با این شغبی که در گذر بود دیوانه ز خویش بی خبر بود

💡 افسانه کند خوابش آشوب قیامت را دل بیهده در کویش شور و شغبی دارد

قرین رحمت یعنی چه؟
قرین رحمت یعنی چه؟
طراحی صحنه یعنی چه؟
طراحی صحنه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز