لغت نامه دهخدا
بیشه سار. [ ش َ / ش ِ ] ( اِ مرکب ) ( از: بیشه + سار= زار، پسوند کثرت و فراوانی ) بیشه زار:
بدان تا در آن بیشه ساران چو شیر
کمین گه کند با یلان دلیر.فردوسی.
بیشه سار. [ ش َ / ش ِ ] ( اِ مرکب ) ( از: بیشه + سار= زار، پسوند کثرت و فراوانی ) بیشه زار:
بدان تا در آن بیشه ساران چو شیر
کمین گه کند با یلان دلیر.فردوسی.
بیشه زار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اوره (نطنز)، در بخش مرکزی شهرستان نطنز در استان اصفهان ایران است.از برجستهترین امتیازات این روستا،آب و هوای لطیف و پاک آن است.این لطافت در اکثر مناطق آن به خصوص در منطقه کوهستانی که با پوششی از سبزه زاران و چشمه سارها و بیشهها احاطه شده بیشتر به چشم میخورد.کوه کرکس که از جمله کوههای مرکزی ایران است،با ارتفاع ۳۸۹۵ متر در کنار آن قرار دارد.
💡 دگر آن که در بیشه خوم سار پدید آمده کرگدن سی هزار
💡 تا بشکنی شکاری پهلوی چشمه ساری ای شیر بیشه دل چنگال در جگر کن