بلد شدن

لغت نامه دهخدا

بلدشدن. [ ب َ ل َ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) دانستن. آموختن. یاد گرفتن. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). دانا شدن. عالم گشتن. ( فرهنگ فارسی معین ). و رجوع به بَلد شود.

جمله سازی با بلد شدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 كسى كه شناورى را بلد باشد مى داند كه از لذتهاى اين جهان شناورى و گردش در ميانامواج آبها است شنا در ميان چشمه هايى كه آب نقره گون دارند و از تميزى و صافىبرق مى زنند مانند دور شدن از دنياى خاكى و زندگى و زندگى نمودن در دنياى ديگرىكه پر از لطافت و پاكيزگى است، مى باشد. آب سرد، مقواى اعصاب كوفته است، وشنا، مخصوصا در آب سرد، خود مقوى ديگرى است زيرا بواسطه حركات دست و پا تنفس ‍عميقى كه در تواءم با لذت و نشاط است اعصاب و عضلات تمديد نيرو مى كنند.

💡 بیش از ۷۵ تصادف با قایق هوایی بین سال‌های ۲۰۱۴ و ۲۰۱۷ در فلوریدا رخ داده است، که منجر به هفت کشته و ۱۰۲ زخمی شدید شد. بیشترین کشته (پنج مورد از هفت) مرگ بر اثر غرق شدن بوده است و ۹۰ درصد از مصدومان فاقد جلیقه نجات بودند، حتی اگر تنها ۳۰ درصد آن‌ها شنا را بلد بودند. نداشتن کمربند ایمنی یکی دیگر از پیش‌بینی‌های مهم آسیب در یک تصادف است. شایعترین صدمات وارده در حوادث قایق هوایی، بریدگی شدید، کبودی و شکستگی است. البته صدمات شدید غیر معمول نیست و ۱۰ درصد از مصدومین دچار صدمات گردن و پشت و نیازمند جراحی و دارو درمانی طولانی مدت درد و ۱۰ درصد دیگر دچار صدمات مغزی بودند.

تک پر یعنی چه؟
تک پر یعنی چه؟
ماتیک یعنی چه؟
ماتیک یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز