بد خوان
مترادفها
اشتباه خواندن، نادرست خواندن
متضادها
خوب خوان
لغت نامه دهخدا
بدخوان. [ ب َ خوا / خا ] ( ن مف مرکب ) خطی که خوب خوانده نشود. ( آنندراج ):
جوهر از تیغ زبان شد ریخت تا دندان مرا
گفتگو شد همچو سطر بی نقط بدخوان مرا.محمدرفیع واعظ ( از آنندراج ).
بدخوان. [ ب َ خوا / خا ] ( ص مرکب ) دشوار در آماده کردن خوان. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
دشوار در آماده کردن خوان.
جمله سازی با بد خوان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 از مطبخ جان بوی طعامی نشنیدست زعمش همه اینست که بر خوان کرامست
💡 سید عبدالواسع با این که خود مجتهد و مرجع تقلید بود ولی خود به تنهایی منبر میرفت و نوحه و روضه خوانی می نمود.
💡 آب شیرینم ندادی تا که خوان گستردهای دست و پایم بستهای تا دست و پا بشناختم
💡 نوروز خوانی یا بهارخوانی یا نوروزی، گونهای از آوازخوانیهای بومی ایران است.
💡 فلک به خوان تو نسبت اگر نکرد درست چرا شکست پیاپی به قرص ماه رسید
💡 بنا به افشای آسوشیتدپرس خوان گوایدو رهبر مخالفان از هفتهها قبل مخفیانه به آمریکا رفته و با دولت آمریکا هماهنگ بودهاست.
💡 آن دانشآموز با وجود داشتن دانش خوب در درس تاریخ، به دلیل اینکه فردی بد خوان بود، در امتحان شفاهی نمرات بسیار پایینی کسب کرد.
💡 سخنرانی او به دلیل اینکه فردی بد خوان و فاقد مهارتهای ارتباطی لازم بود، بسیار کسلکننده شد و نتوانست توجه مخاطبان را به موضوع خود جلب کند.
💡 اگر کسی بد خوان باشد و نتواند متن را با لحن و تلفظ صحیح ارائه دهد، ممکن است پیام اصلی سخن خود را به درستی منتقل نکند.