لغت نامه دهخدا
ابر مرده. [ اَ رِ م ُ دَ / دِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) اسفنج. اسفنجه. رغوةالحجامین. ابر کهن. نشکرد گازران. رجوع به ابر کهن شود.
ابر مرده. [ اَ رِ م ُ دَ / دِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) اسفنج. اسفنجه. رغوةالحجامین. ابر کهن. نشکرد گازران. رجوع به ابر کهن شود.
( اسم ) ابر مرده اسفنج مرده اسفنج
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از فیلمها یا مجموعههای تلویزیونی که وی در آنها نقش داشته است میتوان به لولا میدود، پرنسس و سلحشور، عکس یکساعته، فرشتههای آرواره آهنین، سوفی شول، روزهای آخر، غار، سرزمین مردهها، پاریس، دوستت دارم، ددوود، قصه یک آدمکش، بینالمللی، سه، نخبگان قاتل، اطلس ابر، من، فرانکنشتاین، منحنی و افسانهها اشاره نمود.
💡 در حديث وارد است كه روزى حضرت امام باقر عليه السلام برخوردند به سعدالخير وديدند كه او مثل ابر بهار و زن بچه مرده گريه مى كند. حضرت گريه او را پرسيدندعرض كرد: چرا گريه نكنم گريه سزاوار من است، زيرا من شجره ملعونه در قرآن و ازنسل بنى اميه مى باشم. حضرت باقر عليه السلام فرمود:لست منهم انت منااهل البيت اما سمعت قول الله تعالى يحكى عن ابراهيم فمن تبعثى فانه منى
💡 پس ملك الموت در ميان ابر روح آن پسر را قبض كرد و مرده بر روى كرسى حضرتسليمان افتاد، و چون دانست كه خطا كرده است، توبه و انابه كرد و گفت: پروردگارا!بيامرز مرا و ببخش مرا پادشاهى كه سزاوار نباشد احدى را بعد از من بدرستى كهتوئى بسيار بخشنده.
💡 بـاز نـظـيـر آن از عـجـايـبـى كـه در ايـن داسـتـان نـقـل كـرده انـد روايـتـى اسـت كـه درذيل (و القينا على كرسيه جسدا) آورده اند كه خدا به او پسرى داد، و او از ترس جن -و در بعضى روايات ديگر از ترس ملك الموت - به ابر سپرد تا او را در دامن خود حفظكند، ولى روزى جسد مرده او را بر تخت خود يافت !