ابر کهن

لغت نامه دهخدا

ابر کهن. [ اَ رِ ک ُ هََ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) اسفنج. اسفنجه. ابر مرده. رغوةالحجامین. نشکرد گازران.

فرهنگ فارسی

( اسم ) ابر مرده اسفنج مرده اسفنج

جمله سازی با ابر کهن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 او نخستین نقاشی است که در عهد ایران صفوی، متأثر از نقاشی اروپایی، ابر را از صورت کهن در نگارگری ایرانی خارج ساخته و آن را به شکل طبیعی نزدیک ساخت. پس از وی در آثار محمدزمان و علی‌قلی‌جبه‌دار شکل ابر به شیوهٔ وی جلوه‌گر است، در صورتی‌که سایر معاصرین‌اش، مانند محمدیوسف و معین مصور ابر را مانند نقاشان قرن دهم می‌ساختند. در آثار محمدقاسم به وضوح خصوصیات التقاطی که شامل عناصر ایرانی و اروپایی است دیده می‌شود. بی‌تناسبی اندام و حالت‌های تصنعی از ویژگی‌های آثار وی است، که در آن عناصر التقاطی استحاله نیافته. در حالی که در آثار استادش رضا عباسی تناسبات به‌غایت زیبا و اجزاء به کمال با همدیگر موزون شده‌اند.

فمبوی یعنی چه؟
فمبوی یعنی چه؟
سوفلور یعنی چه؟
سوفلور یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز