لغت نامه دهخدا
صبح یکم. [ ص ُ ح ِ ی ِ ک ُ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) صبح نخست. بام نخست. صبح کاذب، مقابل صبح صادق:
گروهی چو صبح یکم رویشان
همه آتش و دودشان مویشان.باقر کاشی ( از آنندراج ).
صبح یکم. [ ص ُ ح ِ ی ِ ک ُ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) صبح نخست. بام نخست. صبح کاذب، مقابل صبح صادق:
گروهی چو صبح یکم رویشان
همه آتش و دودشان مویشان.باقر کاشی ( از آنندراج ).
صبح نخست
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سولا از حرکت غیرمنتظره و بیباکانه ارتش تلسینوس به سوی روم آگاه شده و دانسته بود که دشمن جبهه پرنسته را رها کرده و در طول جاده لاتین درحال پیشروی به سوی روم است، پس سریعاً با ارتش خود برای نجات پایتخت روانه شد. پیشقراولان ارتش سولا، هفتصد سوار به فرماندهی اکتاویوس بالبوس، در صبح یکم نوامبر به پایتخت رسیده و روحیه شهروندانِ تحت حمله را تقویت کردند؛ بالبوس پس از توقفی بسیار کوتاه سربازان خود را وارد نبرد با دشمن نمود. سولا نیز پس از حرکتی طاقتفرسا از پرنسته در نیمروز به روم رسید و نیروهایش را در نزدیکی معبد ونوس اریچینا[یادداشت ۷] در نزدیکی پورتا پیای امروزین مستقر ساخت و به اولین واحدهایی که فرارسیدند دستور داد پس از استراحتی کوتاه مستقیماً به خط مقدم رفته تا دشمن حمله کنند. بهرغم مشاورههای معاونانش گنایوس کورنلیوس دولابلا و لوکیوس مانلیوس تورکواتوس که پیشنهاد کردند نبرد کلی را به تأخیر انداخته و پیش از روبرو شدن با دشمن استراحتی به لژیونهای خسته بدهد، سولا تصمیم گرفت تردیدی به خود راه نداده و جنگ را در بعد از ظهر همان روز بیاغازد زیرا از بینظمی و ترور محتمل در روم درطول شب نگران بود. جنگ در میان ساعات ۱۵ و ۱۶ یکم نوامبر آغاز شد.