دیوانگاه

لغت نامه دهخدا

دیوانگاه. [ دی ] ( اِ مرکب ) محکمه. دیوانخانه. دیوانگه. جای و مستقر دیوانیان.
دیوانگاه. [ دی ] ( اِخ ) دهی است از دهستان سرولایت بخش سرولایت شهرستان نیشابور با 677 تن سکنه. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 9 ).

فرهنگ فارسی

محکمه.

جمله سازی با دیوانگاه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 حوض سنگی، ساعت سنگی یا ساته بردینه اثری تاریخی و یک حوض مدور تراشیده‌شده از سنگ است که در گوشه‌ای از پارک شهر هرسین در شهرستان هرسین استان کرمانشاه، در دامنۀ کوه دیوانگاه در شمال هرسین قرار دارد.