لغت نامه دهخدا
خواردن. [ خوا /خا دَ ] ( مص ) خوردن. ( آنندراج ). تناول کردن. || شرب کردن. نوشیدن. آشامیدن. ( ناظم الاطباء ).
خواردن. [ خوا /خا دَ ] ( مص ) خوردن. ( آنندراج ). تناول کردن. || شرب کردن. نوشیدن. آشامیدن. ( ناظم الاطباء ).
( مصدر ) ( خورد خورد خواهد خورد بخور خورنده خورا خوران خورده خورش خورشت ).۱ - فرو دادن غذا از گلو و بلعیدن آن اکل: غذا خوردن نان خوردن. ۲ - آشامیدن نوشیدن: آب خوردن خونخوار. ۳ - بهره مند شدن از نعمت های جهان. ۴ - تلف کردن بر باد دادن. ۵ - تصرف کردن مال و پول مردم و بمصرف رسانیدن آن باز ندادن پول و مال دیگری. ۴ - سپری کردن ( سال و ماه ). ۷- کتک خوردن مقابل زدن.
تناول کردن یا شرب کردن
خوردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آشپزی کردی (کردی: چێشتی کوردی، چاشت کوردی، خواردنی کوردی، هواردن کوردی، Xwarina Kurdî) شامل طیف گستردهای از غذاها و روشهای طبخی میشود که توسط مردمان کرد تهیه میشود و با جغرافیا، طبیعت، فرهنگ و تاریخ کُردها در ارتباط است. به دلیل تقسیم کردستان در چهار کشور ایران، سوریه، ترکیه و عراق فرهنگ غذایی مردم کرد بسیار متنوع و گوناگون است. فرهنگ غذایی کُردی همچنین شباهتهایی با همسایگانشان در ایران، عراق، سوریه و ارمنستان دارد و حتی برخی از غذاها مانند بریانی با آشپزی شبهقارهٔ هند مشترک است. آشپزی کُردی گونهای از آشپزی آسیای غربی بهشمار میآید.