لغت نامه دهخدا
تمنیات. [ ت َم َن ْ نی ] ( ع اِ ) استدعاها و دعاها و التماسها و درخواستها. ( ناظم الاطباء ). رجوع به تمنی و تمنا شود.
تمنیات. [ ت َم َن ْ نی ] ( ع اِ ) استدعاها و دعاها و التماسها و درخواستها. ( ناظم الاطباء ). رجوع به تمنی و تمنا شود.
( مصدر اسم ) جمع تمنی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 درپی ناکامی تیم ملی تکواندو در المپیک لندن، کانون تکواندوکاران ایران در ۱۳۹۱/۰۵/۲۱ در بیانیهای شدیداللحن، مدیران دولتی تکواندوی ایران را اپورتونیست و دشمنِ مردم ایران نامید که طی سالها چنبرهزدن بر این ورزش و سوءاستفاده از قدرت، تکواندو را عرصهٔ تاخت و تاز تمنیات شخصی خود قرار دادهاند …؛ کانون در این بیانیه، خواهان مجازات مسببان این شکست شد.
💡 هوراس از مشرب زنون پیروی میکرد. چنانچه خود گفتهاست «پس کیست که آزاد باشد؟» «خردمند، آنکه بر خود چیره باشد، آنکه نه مرگش بترساند، نه فقر نه کند و زنجیر، آنکه تمنیات خود را نهیب میزند، بلندپروازی را شماتت میکند و بخودی خود کامل است».