اقصم

لغت نامه دهخدا

اقصم. [ اَ ص َ ] ( ع ص ) آنکه نیمه دندان او شکسته باشد. ( آنندراج ). نیمه دندان پیشین شکسته. ( منتهی الارب ). شکسته دندان. دندان پیشین از نیمه فراشکسته. ( تاج المصادر بیهقی ) ( مهذب الاسماء ). آنکه دندانش نیمه شکسته باشد به پهنا. مؤنث آن قصماء. ج، قُصم. ( از اقرب الموارد ). رجوع به اقصف شود. || آنکه یک شاخ او شکسته باشد. ( آنندراج ). || آنکه ساق وی شکسته باشد. ( ناظم الاطباء ).

جمله سازی با اقصم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اللّهم عجل فرجه وايده بالنصر و انصر ناصريهواخذل خاذليه و دمدم على من نصب له وكذب به واظهر به الحق و امت به الجور و استنقذبه عبادك المؤ منين من الذل و انعش به البلاد واقتل به الجبابرة الكفرة و اقصم به رؤ س الضلالةوذلل به الجبابرة و الكافرين و ابر به المنافقين و الناكثين و جميع المخالفين والملحدين فى مشارق الارض و مغاربها و برها و بحرها و سهلها و جبلها حتى لا تدع منهمديارا و لا تبقى لهم آثارا و تطهر منهم بلادك و اشف منهم صدور عبادك و جدّد به ما امتحىمن دينك و اصلح به ما بدل من حكمك و غير من سنتك حتى يعود دينك به على يديه غضاجديدا صحيحا لا عوج فيه و لا بدعة معه حتى تطفى ء بعدله نيران الكافرين فانه عبدكالذى استخلصته لنفسك و ارتضيته لنصرة دينك و اصطفيته بعلمك و عصمته من الذنوب وبراءته من العيوب و اطلعته على الغيوب و انعمت عليه و طهرته من الرجس و نقيته منالدنس.

آجودان یعنی چه؟
آجودان یعنی چه؟
اهوم یعنی چه؟
اهوم یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز