جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 زمانى كه زيادبن ابيه از طرف معاويه والى بصره شد، در ابتداى ورود به بصره،خطبه اى بدون ذكر نام خدا و ياد پيامبر ايراد كرد كه به خطبه (بترا) معروف شد. بعداز اتمام سخنان زياد، عبداللّه بن اهتم گفته هاى وى را مورد تاءييد قرار داد. از آنجا كهزياد مدتى كارگزار حضرت بود و بعدا به دربار معاويه رفت و مرتكب جنايات زيادىشد، بد نيست كه اينجا خطبه و سخنرانى وى را ذكر كرده، قسمتى از جنايات او را بيانكنيم.
💡 عمرو بن اهتم از خاندانى بود كه در زمان جاهليت و پيش از ظهور اسلام به فصاحت گفتارو بلاغت بيان مشهور بودند، و خود نيز مردى سخنور و گوينده اى زبردست بود.
💡 (( عن الصادق عليه السلام قالقال لقمن: يا بنى ان تادبت صغيرا انتفعت به كبيرا. و من عنى بالادب اهتم به. و من اهتمبه تكلف علمه. و من تكلف علمه اشتد له طلبه. و من اشتد له طلبه ادرك به منفعة.))(310)
💡 بعد از اتمام سخنان وى، عبداللّه بن اهتم برخاست و گفت: من گواهى مى دهم اى امير كهتو مردى حكيم و خردمند هستى و سخن تو قاطع و نافذ مى باشد. زياد گفت: دروغ مىگويى. اين صفت داوود نبى مى باشد. احنف بن قيس گفت: ستايش پس از آزمايش خواهدبود. مدح و ثنا هم بعد از امتحان و انجام كار و پرداخت عطا خواهد بود و ما كسى را مدحنمى كنيم مگر بعد از آزمايش و اثبات عطا. زياد گفت: راست گفتى.
💡 حسين بن بدر كه به وى زبرقان مى گفتند، از سران قبيله مشهور بنىتميم بود. وى در سال نهم هجرى با هيئتى از بزرگان قبيله خود به حضور پيغمبر اكرمصلى الله عليه و آله وسلم شرفياب شد و مسلمان گرديد. پيغمبر هم او را ماءمور جمعآورى زكات قبيله اش نمود و اين خود سمتى بود كه مى رسانيد مورد وثوق و توجهپيغمبر اسلام است. زبرقان به معيت عمر بن اهتم كه او نيز از مردان نامى بود،به خدمت رسول خدا رسيدند.
💡 وقتى برگشتند، رؤ ساى نجران (سيد و عاقب و اهتم ) گفتند: اگر قومش را براى مباهله مابياورد، مباهله مى كنيم، چون مى فهميم كه او پيغمبر نيست، و اگر با نزديكانش بيايد،مباهله نمى كنيم، چون هيچ كس عليه زن و بچه خود اقدامى نمى كند، مگر اين كه در ادعايشصادق باشد.