طلاطله

لغت نامه دهخدا

( طلاطلة ) طلاطلة. [ طُ طِ ل َ ] ( ع اِ ) بیماری سخت عاجزکن اطباء. || بلا. گویند: رماه ُ اﷲ بالطلاطة؛ ای الداء العضال. داهیه. ( منتهی الارب ) ( مهذب الاسماء ). طلطلة. طلطل. ( منتهی الارب ). || گوشتپاره ای است در حلق یا در کرانه جای فروبردن لقمه و آن فروآمدن کام است که جهت آن طعام و شراب به سهولت فروبرده نشود. || بیماریی است در پشت خر که قطع کند آن را. طلاطل. || مرگ. ( منتهی الارب ).
طلاطلة. [ طُ طِ ل َ ] ( اِخ ) پدر مالک یکی از مستهزئان نبی صلی اﷲ علیه و سلم. ( منتهی الارب ).

جمله سازی با طلاطله

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 1 - امية بن خلف، 2 - ابىّ بن خلف (برادر اميّه )، انيس بن معير، حارث بن طلاطله كعدىبن حمراء ابن اصدى هذلى طعيمة بن عدى حارث بن عامر زكانة بن عبد هبيرة بن ابى وهباخنس بن شريق ثقفى.

💡 و در تفسير عياشى از ابان بن عثمان احمر روايت كرده كه او بدون ذكر سند گفته است:آنهايى كه رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) را استهزاء مى كردند، پنج نفر ازقريش بودند 1 - وليد بن مغيره مخزومى 2 - عاص بنوائل سهمى 3 - حارث بن حنظله (و در بعضى نسخ حارث بن طلاطله ) 4 - اسود بن عبديغوث بن وهب زهرى 5 - اسود بن مطلب بن اسد، و چون خداى عز وجل وعده داد كه: (ما مستهزئين را از تو كفايت كنيم )رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) يقين كرد كه خدا خوارشان كرده و چيزى نگذشتكه خدا همه شان را به بدترين مرگى كشت.

حاشیه یعنی چه؟
حاشیه یعنی چه؟
محتمل یعنی چه؟
محتمل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز