سلار

لغت نامه دهخدا

سلار. [ س َل ْ لا ] ( اِ ) سالار. سردار. ( از فرهنگ فارسی معین ): نقیب سلار اصفهبد نسختی نامها و ملوک نبشته بر او عرض کردی. ( تاریخ طبرستان ). برخاستی با خوابگاه شدی و دست به آب و گلاب بشستی تا نقیب سلار به حضرت مراجعت کردی. ( تاریخ طبرستان ). سلاربن عبدالعزیز الدیلمی ابویعلی. ( نقض الفضایح ص 180 ). و رجوع به سالار شود.

فرهنگ فارسی

۱ - فرماندهی سرداری. ۲ - سروری ریاست. ۳ - حکومت. ۴ - پادشاهی.

جمله سازی با سلار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 «سلار بن عبدالعزیز الدیلمی فقیه، جلیل، معظم، ثقه»؛ سلار بن عبدالعزیز دیلمی، فقیهی مورد اعتماد و بزرگوار و گران‌قدر است.

💡 در قرن ششم هجرى شخصى به نام ابن سلار كه از افسران ارتش مصر بود بمقاموزارت رسيد و در كمال قدرت به مردم حكومت مى كرد.

💡 در آغاز كوبيدن ميخ هر بار كه ابى الكرم فرياد مى زد، ابن سلار مى گفت: اكنون سخنمن در گوش تو فرو رفت ! سپس به دستور او پيكر بى جانش را با همان ميخى كه درسر داشت بدار آويختند.(674)

💡 ابى الكرم بحق به اظهارات او ترتيب اثر نداد و گفت: سخن تو در گوش من فرو نمىرود. ابن سلار از گفته او خشمگين گرديد و كينه اش رابدل گرفت. وقتى وزير شد و فرصت انتقام بدست آورد او را دستگير نمود و دستور دادميخ بلندى را در گوش وى فرو كردند. تا از گوش ديگرش بيرون آيد.

💡 او از يك طرف مردى شجاع، فعال و باهوش بود، و از طرف ديگر خودخواه و كينه جو؛ لذادر دوران وزارت خود هم خدمت و هم ظلم فراوان كرد. موقعى ابن سلار يك فرد سپاهى بودبه پرداخت غرامتى محكوم شد، براى شكايت نزد (ابى الكرم ) دفتردار خزانه رفتتا او به دادخواهى بپردازد.

💡 از تاریخ ولادت، زمان هجرت از زادگاه، مدت اقامت در حلب، مسافرت‌ها، ازدواج و فرزندان سلار در هیچ کتابی سخن به میان نیامده است؛ ولی وجود پاره‌ای شواهد و مستندات، مانند مطالعه زندگی استادان، معاصران و شاگردان او و این که او گاهی به نیابت از شیخ مفید و سید مرتضی علم الهدی بر کرسی تدریس می‌نشست، می‌توان حدس زد که سلار در نیمه دوم قرن چهارم به دنیا آمده‌است. زادگاه او نیز دیلمان است.

کماندو یعنی چه؟
کماندو یعنی چه؟
افتخار یعنی چه؟
افتخار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز