لغت نامه دهخدا
حق العلاج. [ ح َق ْ قُل ْ ع ِ ] ( ع اِ مرکب )حق الطبابة. حق القدم طبیب. رجوع به حق الطبابة شود.
حق العلاج. [ ح َق ْ قُل ْ ع ِ ] ( ع اِ مرکب )حق الطبابة. حق القدم طبیب. رجوع به حق الطبابة شود.
حق القدم طبیب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 فصل هفتم؛ ادرار گاو نر از مطهرات است و كثافات مرده مانندبول و منى و ساير اشياء را پاك مى كند. كسى كه مرده حيوانى را نزديك آتش ببرد،براى هميشه نجس باشد. پزشكان ابتدا عملى را درباره ديو پرستان آزمايش نمايند ومزدا پرستان را معالجه كنند. آنگاه حق العلاج را نوشته و اگر بيمار سرپرست و رئيسخانه باشد كه او را درمان كنند، يك خر ماده يامعادل آن را پزشك دريافت كند...