حق القدم

لغت نامه دهخدا

حق القدم. [ ح َق ْ قُل ْ ق َدَ ] ( ع اِ مرکب ) پارنج. پایمزد. مزدپا. || مزد طبیب که بخانه آید. || مزد قاصد.

فرهنگ عمید

۱. پایمزد، پامزد، پارنج.
۲. پولی که برای عیادت بیمار به پزشک داده می شود.

فرهنگ فارسی

( اسم ) پایمزدی پای رنج: (( حق القدم طبیب.. ) )
مزد پا پایمزد مزد طبیب که بخانه آید مزد قاصد

جمله سازی با حق القدم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بنابراين روضه مذكور خوانده شد. هنگام خداحافظى براى چهار روز متواليا دعوتم كردو در تمام روزها نيز متوسل به حضرت ابوالفضل عليه السلام بود. روز پنجم پاكتىبه عنوان حق القدم به من داد.

فاب یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
تولدو یعنی چه؟
تولدو یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز