حضین

لغت نامه دهخدا

حضین. [ ح ُ ض َ ] ( اِخ ) ابن منذر رقاشی بن حرث بن وعله بن المجالدبن یثربی بن ریان بن حرث بن ملک بن شیبان بن قرهل. یکی از بنی رقاش، مکنی به ابی ساسان. تابعی و شاعر است. بعضی کنیت او را ابوالیقظان گفته اند و برخی گویند ابوساسان لقب اوست و کنیت او ابومحمد است. او از علی ( ع ) و عثمان روایت کند و او یکی از امراء جیش امیرالمؤمنین ( ع ) بود و به روز صفین علم جیش به دست وی بود. و قطعه ذیل او راست:
وسمیت غیاظاًولست بغائظ
عدواً ولکن الصدیق تغیظ
عدوک مسرور و ذوالود بالذی
یری منک من غیظ علیک کظیظ.
وفات او به سال 97 هَ. ق. بوده. و رجوع به فهارس 1 و 3 و 4 و 5 و 6 و 7 از عقدالفرید شود.

فرهنگ فارسی

ابن منذر رقاشی ابن حرث ابن وعله ابن المجاهد ابن یثربی ابن ریان ابن حرث ابن ملک ابن شیبان ابن فرهل یکی از بنی رقاش تابعی و شاعر است

جمله سازی با حضین

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 احتمالا منظور شهرستانی، حضین خارجی است که در سال ۱۷۵ در سیستان قیام کرد.

💡 به روایت شهرستانی، حمزه از یاران حُصین یا حضین بن رَقّاد اَوْقی بود که چند دهه پیش از او قیام کرده و در سال ۱۴۰ کشته شده بود.

💡 علی بن عیسی، سیف بن عثمان طارابی را برای نماز و جنگ و حضین بن محمد قوسی را برای خراج سیستان برگزید و آنان در محرّم ۱۸۶ به سیستان رفتند.

💡 با توجه به اینکه، حمزه ۷۳ سال بعد از قتل حضین بن رَقّاد، یعنی تا ۲۱۳ می‌زیسته، بعید به نظر می‌رسد که وی از همراهان حضین بن رَقّاد بوده باشد.

چیره یعنی چه؟
چیره یعنی چه؟
الفت یعنی چه؟
الفت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز