حال و روز

لغت نامه دهخدا

حال و روز. [ ل ُ ] ( اِ مرکب، از اتباع ) از اتباع است. وضع زندگی: حال و روزش بد است.

فرهنگ فارسی

وضع زندگی

جمله سازی با حال و روز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سئوال کردم وگفتم ترا چه شد؟ گفتا به حال و روز توام دل گرفت و اشک چکید

💡 و ساپاتای افسرده، وقتی حال و روز برادرش را دید در برابر مردم ساده روستایی چیزی برای گفتن نداشت جز اینکه: «شما همیشه دنبال رهبر گشتین. دنبال آدم‌هایی قوی و بی‌عیب. همچین آدمی نیست. همه آدم‌ها مثل خودتون عوض می‌شن!»

💡 روزى نظرى به وضع و حال خود انداخت، خود را بسيار ضعيف و نحيف ديد، گفت: آه آه دردنيا به اين حال و روز افتادم، نمى دانم در آخرت چگونه خواهم بود؟! ندايى بهگوشش رسيد كه: دل خوش دار و ملازم درگاه باش، تا ببينى روز قيامتحال تو چگونه خواهد بود.(32)

💡 جرمای رایت، پیشوای مذهبی سابق باراک اوباما، ۲۰ سال پیش در همایشی این تابلو را منبعی الهام‎بخش توصیف کرد. او گفت: «در این تابلو زن جوان، حال و روز یک قربانی جنگ را دارد؛ ولی در عین حال بی‌پروایی و شهامت امید را به نمایش می‌گذارد.»

💡 ايـن آيـه شـريـفـه بـشـارت و بـيـان حـال مـتـقـيـن در آخـرت اسـت، درمقابل بيانى كه از حال و روز آخرتى تكذيب گران كرده بود.

💡 با توجه به نوشته سیدعبدالله جزایری پیداست که در اواخر قرن دوازدهم هجری نیز اهواز حال و روز خوبی نداشته است. او می‌نویسد: «اکنون از عمارات آن‌جا همان قلعه موجود است که شیخ ناصر بن حمید آن را حصار کشیده مشتمل بر چند خانوار رعیت دیم‌کار.»