جنک

لغت نامه دهخدا

جنک. [ ج ُ ] ( معرب، اِ ) سازی است از ابزار و آلات طرب و معرب جبک ( ؟ ) فارسی است. ج، جنوک. ( اقرب الموارد ). شاید معرب چنگ فارسی باشد. از آلات و ابزار طرب است. در کتاب تعریف آمده: آلتی است جدید و دارای نغماتی دلنوازکه در لطف و خوبی مشابه عود ولی شکل آن با شکل عود مباین است، سر آن بطرف پایین مایل است، گویند به جنک گفته شد که آیا نغمه دلنوازتر از تو شنیده شده است گفت آری و اراده کرد عود را. ( صبح الاعشی ج 2 ص 144 ).

فرهنگ فارسی

سازی است از ابزار و آلات طرب و معرب جبک فارسی است.

جمله سازی با جنک

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 زمانی که جنک از دانشگاه خود در آمریکا اخراج شده و در تلاش برای انتخاب سرنوشت خود است، آزرا پدرش را در حادثه آتش سوزی از دست می‌دهد و به دنبال برادر گمشده اش است…

💡 حدیث کردن جنک تو هم بود مردی شمار کردن جود تو هم بود مفخر

💡 با غیر خوش بصلحی و با آشنا به جنک آگه کسی بکار تو زین صلح و جنک نیست

💡 یورت تا ژانویه ۲۰۲۰ با جنک شاهین، بازیکن فوتبال در رابطه بود.

💡 عمر ما بگذشت چون مریخ در دوران جنک خرم آنکو مشتر یوش زیست در دوران صلح

خویش یعنی چه؟
خویش یعنی چه؟
تورمالین یعنی چه؟
تورمالین یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز