تیره مغز

لغت نامه دهخدا

تیره مغز. [ رَ / رِ م َ ] ( ص مرکب )تیره باطن. سیاه درون. تیره و سیاه نهاد:
بدین هندسه ز آهن تیره مغز
برافروخت شاه آن نمودار نغز.نظامی ( از آنندراج ).|| احمق و کودن. ( ناظم الاطباء ). رجوع به تیره شود.

فرهنگ فارسی

تیره باطن سیاه درون تیره و سیاه نهاد

جمله سازی با تیره مغز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 جانور آزار و تیره مغز چو کفتار آدمی اوبار و خیره چشم چو اژدر

💡 ابا بدگهر خیره تیره مغز نکرده به گیتی یکی کار نغز

💡 چو پیمان شکن باشی و تیره مغز نیاید ز دست تو پیگار نغز

💡 بدین هندسه ز آهن تیره مغز برافروخت شاه این نمودار نغز

فرای یعنی چه؟
فرای یعنی چه؟
فمبوی یعنی چه؟
فمبوی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز