تیر خوردن

لغت نامه دهخدا

تیر خوردن. [ خوَرْ / خُرْ دَ ] ( مص مرکب ) بنفسه کنایه از خسته شدن به زخم تیر. کنایه از رسیدن تیر بر چیزی. ( آنندراج ). اصابت تیر بر چیزی یا بر کسی. زخمی شدن از تیرکمان یا تیر تفنگ وجز اینها:
چو موش آنکه نان و پنیرش خوری
به دامش درافتی وتیرش خوری.سعدی ( بوستان ).صید بیابان عشق گر بخوردتیر او
سر نتواند کشید پای بزنجیر او.سعدی.مرا کشتی متاب آن گوشه ابرو به عیاری
کمان بر من مکش جانا که تیری خورده ام کاری.؟ ( از آنندراج ).تیر مراد من به هدف برنمی خورد
در خانه کمان بنهم گر نشانه را.کلیم ( از آنندراج ).دامان چرخ ز آه ستمدیدگان پر است
کس را نخورد تیر دعا بر نشان هنوز.واله هروی ( ایضاً ).رجوع به تیر و ماده بعد شود.

فرهنگ فارسی

بنفسه کنایه از خسته شدن به زخم تیر کنایه از رسیدن تیر بر چیزی

جمله سازی با تیر خوردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گه تیر خوردن عقاب دلیر به پر خود آید ز بالا به زیر

💡 در انتخابات ریاست جمهوری ۱۹۶۸، بل در ستاد انتخاباتی ریاست جمهوری نیکسون کار می‌کرد. پس از انتخابات مقدماتی کالیفرنیا، در شامگاهی که رابرت اف. کندی ترور شد، بل اتفاقاً تنها کارمند در مقر ستاد انتخاباتی نیکسون بود که از این مسئله آگاه شد، وی بلافاصله به کارکنان ارشد معاون رئیس‌جمهور وقت تماس گرفته و آنها را از تیر خوردن سناتور کندی مطلع نمود.

💡 این مراسم نمادین قدمتی بیش از 50 سال دارد. بانیان اول این مراسم زنده یادان حاج امیرخان حاجی‌آبادی و حاج علی معتمدی می باشند.در ابتدا قبیله نمادین بنی‌اسد،جنازه شهدا،و سرهای نمادین شهدای کربلا برسرنیزه، حرکت کاروان اسراء، تیر خوردن حضرت عباس(ع)، نیزه خوردن گلوی حضرت علی اصغر (ع) وآتش زدن خیمه‌ها توسط شمر انجام می‌شد.

رویداد یعنی چه؟
رویداد یعنی چه؟
فاک یعنی چه؟
فاک یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز