لغت نامه دهخدا
توپ بازی. ( حامص مرکب ) فوتبال. کَج. کَجّه. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ). بازی کردن با توپ. بازی کردن با گوی. رجوع به توپ و دیگر ترکیبهای آن شود.
توپ بازی. ( حامص مرکب ) فوتبال. کَج. کَجّه. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ). بازی کردن با توپ. بازی کردن با گوی. رجوع به توپ و دیگر ترکیبهای آن شود.
فوتبال. کج بازی کردن با گوی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دید عمق تاثیر بسیار مثبتی بر ورزش و وظایف عملی دیگر مانند سوزن-نخ کردن و گرفتن توپ (به خصوص در توپ بازی ها ی سریع) دارد.همچنین در جراحی ها، رانندگی،خلبانی.....نیاز زیادی به دید بعد وجود دارد.
💡 توپ بازی جام جهانی ۲۰۱۰، آدیداس جابولانی نام دارد که توسط شرکت آدیداس طراحی شده است. نام این توپ از زبان ایسی زولو یکی از زبانهای آفریقای جنوبی به معنای «جشن گرفتن» انتخاب شده است. ۱۱ رنگ به کار رفته در این توپ نشان ۱۱ رنگ لباس تیمهای فوتبال شرکتکننده در جام جهانی و ۱۱ زبان رسمی آفریقای جنوبی است.
💡 زمینهای بازی اغلب نیز باید امکاناتی برای بازیهای غیررسمی مثل بسکتبال، پرتاب توپ بسکتبال، اسکیت و توپ بازی دارند.
💡 شاید هیچکس را نتوان به تحقیق مخترع بیسبال دانست. این بازی خود به خود از بازیهای متداول پیشین ناشی شدهاست. بیسبال از بازیهای متعددی که با چوب و توپ بازی میشدند اشتقاق پیدا کردهاست. از جمله این بازیها میتوان ورزش قدیمی راوندر که در آمریکای شمالی بازی میشد، ورزش انگلیسی کریکت و ورزش بسیار قدیمی رومانیائی اُینا را نام برد.