بیرون بر

بیرون بر

لغت نامه دهخدا

بیرون بر. [ بی ب َ ] ( نف مرکب ) برنده به بیرون وخارج. بیرون برنده. || ( اصطلاح بازاریان ) مشتری که برای فروش در ده یا شهرهای کوچک متاع خرد وبرد. ( یادداشت مؤلف ). || ( اصطلاح بازاریان ) آنکه مال التجاره صادر کند. ( از یادداشت مؤلف ).

فرهنگ فارسی

برنده به بیرون ٠ و خارج بیرون برنده ٠

دانشنامه عمومی

غذای بیرون بَر به غذایی گفته می شود که به منظور تجاری در یک رستوران تهیه می شود ولی بنا به ترجیح مشتری، یا چون رستوران جا یا صندلی برای خوردن ندارد مشتریان بعد از خریداری آن را با خود به خانه یا محلی دیگر می برند و می خورند.

جمله سازی با بیرون بر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 از این دریای پهناور به زودی رخت بیرون بر که عمری بایدت سر کوفت بر سنگ بیابان‌ها

💡 دل ز خود بردار واعظ چون قد از پیری خمید رخت بیرون بر، که دیوار بدن خوش مایل است

💡 دل خانه خداست، نه جای غم جهان بیرون بر این پلیدی، ازین آستان پاک!

💡 از این خون خوار محبس سالخورده رخت بیرون بر که برنامد به گیتی در به نیکی نام زندانی

💡 ای قضا یک ره مرا بیرون بر از میدان عشق تا به میدان شرف ‌گوی دلم گردان کنی

مهر امیز یعنی چه؟
مهر امیز یعنی چه؟
قرین رحمت یعنی چه؟
قرین رحمت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز