لغت نامه دهخدا
بی مبالات. [ م ُ ] ( ص مرکب ) ( از: بی + مبالات «عربی » ) بی باک. لاابالی. ( یادداشت مؤلف ).
بی مبالات. [ م ُ ] ( ص مرکب ) ( از: بی + مبالات «عربی » ) بی باک. لاابالی. ( یادداشت مؤلف ).
بی باک. لاابالی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 عاقلان را گر ز تدبیر و تامل چاره نیست عاشقان را بی مبالاتی و چستی خوشتر است
💡 این اتاق قدیمیترین سازه صخرهای شهر شوشتر بهشمار میآید که در زمان سلجوقی احتمالاً محل اعتکاف و گوشه نشینی عابدان و زاهدان بودهاست. در حال حاضر این اتاق سنگی به وسیله یک در آهنی کاملاً مسدود شده و کلید آن در اختیار کارکنان شهرداری است. متأسفانه به دلیل تنگ نظری و بی مبالاتی مسئولان اکنون روی این اثر معماری صخرهای باستانی، آلاچیق ژاپنی ساخته شده و به وسیله آبشار مصنوعی پارک، ساختار آن در خطر آسیب قرار گرفته است.