بوسه چین

لغت نامه دهخدا

بوسه چین. [ س َ / س ِ ]( نف مرکب ) برگزیننده بوسه. ( ناظم الاطباء ). برگزیننده بوسه. بوسه گیر. ( فرهنگ فارسی معین ):
دلهای خون آلود بین بر خاک راهت بوسه چین
من خاک آن را هم همین بوسی تمنا داشته.خاقانی.از هم عنانیش نفس برق سوخته است
پایی که بوسه چین ز رکابش شوم کجاست.صائب ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

( اسم ) برگزینند. بوسه بوسه گیر.

جمله سازی با بوسه چین

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دلهای خون‌آلود بین، بر خاک راهت بوسه چین من خاک آن خاکم همین بوسی تمنا داشته

💡 تا چند باشد ای جان پیش در تو ما را چون مرغ بهر دانه از خاک بوسه چین لب

💡 تو بوسه عشق را دیدی مگر ای دل که پریدی که هر جزوت شده‌ست ای دل چو لب نالان و بوسه چین

💡 ای زآب چشم شسته بسی آستان دوست مسکین ز خاک درگه او بوسه چین تویی

💡 شبنم از گل بوسه چین شد، چون ننالد عندلیب؟ آشنا محروم و می گیرد ازو بیگانه بوس

💡 از همعنانیش نفس برق سوخته است پایی که بوسه چین رکابش شوم کجاست؟

گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
کس ننه یعنی چه؟
کس ننه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز