لغت نامه دهخدا
بنی شیبان. [ ب َ ش َ ] ( اِخ ) نام قبیله ای از قبایل عرب. ( الانساب سمعانی ): ایاس بن قبیصه را بفرستاد به بنی شیبان و آنرااز ایشان بازخواست. ( فارسنامه ابن البلخی ص 105 ).
بنی شیبان. [ ب َ ش َ ] ( اِخ ) نام قبیله ای از قبایل عرب. ( الانساب سمعانی ): ایاس بن قبیصه را بفرستاد به بنی شیبان و آنرااز ایشان بازخواست. ( فارسنامه ابن البلخی ص 105 ).
نام قبیل. از قبایل عرب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چون نامه به نعمان رسید سلاح و مال خویش برگرفت و فرار کرد ولی هیچکس نعمان را نپذیرفت چون از خشم خسرو میترسیدند. نعمان پنهانی به دشت ذوقار پیش قبیلهٔ بنی شیبان رفت و خانواده و اموال خود را به هانی بن مسعود بزرگ قبیلهٔ بنی شیبان سپرد. سپس نعمان سوی خسرو رفت.
💡 آنکه از گوهرش به چرخ رسید رتبت گوهر بنی شیبان
💡 چو از قبایل نسبت همی به شیبان کرد شدند بر فلک از مفخرش بنی شیبان