بر افزون

لغت نامه دهخدا

برافزون. [ ب َ اَ ] ( ص مرکب ) رو به افزایش. دائم التزاید. روزافزون:
شرم چرا داشت باید ای عجب او را
زان کرم و فضل روزروز برافزون.فرخی.جاوید زیادی بشادکامی
شادیت برافزون و غم بنقصان.فرخی.تا بقیامت براین نهاد و نسق باد
روز برافزون به فر و رونق و زینه.سوزنی.زانکه بر حسن برافزونی و برکاست نیی
من بعشق تو برافزونم و برکاست نیم.سوزنی ( دیوان چ شاه حسینی ص 378 ).

فرهنگ فارسی

رو بافزایش روز افزون.

جمله سازی با بر افزون

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بقاتان بر افزون و با عید میمون عدو سرنگون جفت رنج و زیانی

💡 بادت بگرد تخت همایون مدار بخت بادت بگرد تخت بر افزون مدار ملک

💡 بقا باد این کریم نیکخو را بر افزون باد جاه و دولت او را

💡 بر افزون درم کوشند و قصان جمله شاهان تو نام نیک را کوشی نه نقصان و نه افزون را

💡 ماه روی چو تو در مهر نمی افزاید کم ازان کاین ستم و جور بر افزون نکند

💡 سیف دولت مر تو را زین پیشتر بوده لقب عز ملت را بر افزون کرد امیرالمؤمنین

گواد یعنی چه؟
گواد یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز