فرهنگ معین
(ی. ب. ی. شُ دَ ) (مص ل. ) بی حساب شدن، نه بدهکار بودن و نه طلبکار بودن.
(ی. ب. ی. شُ دَ ) (مص ل. ) بی حساب شدن، نه بدهکار بودن و نه طلبکار بودن.
یر به یر
جا به جا. تعویض، معاوضه.
یر به یر شدن بهمعنی بیحساب شدن، نه بدهکار بودن و نه طلبکار بودن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خر نر را... ون در کردم این... یر به سان ماده خر خوابید در غست