گیتی دار

لغت نامه دهخدا

گیتی دار. ( نف مرکب ) دارنده گیتی. صاحب و قابض گیتی. گیتی آرای و گیتی بان که به معنی پادشاه باشد. ( از بهار عجم ) ( آنندراج ). مالک عالم و پادشاه. ( ناظم الاطباء ):
ز جمله ملکان جهان که داند کرد
هزار یک زان کان شهریار گیتی دار.فرخی.امیر غازی محمود سیف دولت و دین
خدایگان جهانگیر شاه گیتی دار.مسعودسعد.بلندهمت و بسیاردان و اندک سال
جهان گشای و ممالک ستان و گیتی دار.کمال اسماعیل ( از آنندراج ).جاودان گیتی به حکم شاه گیتی دار باد
جایگاه بدسگال شاه گیتی، دار باد.کمال اسماعیل ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

( صفت ) دارند. جهان پادشاه عالم.
دارنده گیتی. صاحب و قابض گیتی

جمله سازی با گیتی دار

💡 بسی نیابد میخواره کام خویش چنان که یافت شاه بتدبیر میر گیتی دار

💡 نهال فال منجم درخت طوبی گشت به آب تربیت شهریار گیتی دار

💡 دیده ام آئینهٔ گیتی نما گر نظر داری ببین در چشم ما

💡 خدایگان جهان پادشاه گیتی دار که رای او به سر ملک بر نهاد افسر

💡 حکایتی نشنیدست خلق در عالم عجب‌تر از ظفر و فتح شاه‌ گیتی دار

💡 تو ای پیر ملاح پاکیزه هوش به گیتی سوی من همی دار گوش

گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
گوت یعنی چه؟
گوت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز