لغت نامه دهخدا
گه لوله. [ گ ُه ْ ل َ / ل ِ ] ( اِ مرکب ) لوله گه. سنده. پلیدی و نجاست استوانه ای شکل. || در تداول عامه، دشنامی است به کنایه.
گه لوله. [ گ ُه ْ ل َ / ل ِ ] ( اِ مرکب ) لوله گه. سنده. پلیدی و نجاست استوانه ای شکل. || در تداول عامه، دشنامی است به کنایه.
( اسم ) ۱ - لول. گه ( سنده ). ۲ - دشنامی است که بکسان دهند ( تشبیه به گه ): مرده شو این شکمم را ببرد سگ هار این رحمم را بدرد. که بمانند تو گه لوله بزاد نانجیب و خر و سگ توله بزاد. ( بهار )
لوله کنده. سنده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 قرقلرایلی مرکز استان است، اما لولهبورگاس بزرگترین شهر استان است.
💡 تا نجوشد نفتو هر زین سویو آنسو نگذرد لولههایی تعبیه بر چاهساران کردهاند
💡 برخاست شور و لوله از کعبه تا کنشت ارباب کفر و دین همه بنشسته در عزات
💡 باشگاه فوتبال یزد لوله یک باشگاه فوتبال ایرانی است که در شهر یزد، استان یزد قرار دارد.
💡 چو سرپنج دیر و چو سرها سنیمر چو یک لوله پیل و چو سند و چو سنگر
💡 دارای مسجد، دبستان، راهنمایی، دبیرستان، کتابخانه، آزمایشگاه، سالن ورزشی، برق، لولهکشی آب، آبانبار برکه، و مدرسه دینی است.