گنگ ده زبان
لغت نامه دهخدا
گنگ ده زبان. [ گ ُ گ ِ دَه ْ زَ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) کنایه از گل سرخ است، و آن را گنگ صدزبان هم میگویند به اعتبار صد برگ. ( برهان ):
اگر در باغ بِخْرامد به روی گل سخن گوید
ز لطف نطق گویایی به گنگ ده زبان بخشد.عمید لومکی ( از انجمن آرا ) ( آنندراج ).
فرهنگ فارسی
کنایه از گل سرخ است و آن را گنگ صد زبان هم میگویند باعتبار صد برگ.
جمله سازی با گنگ ده زبان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ده زبان چون سوسن و دهدل چو سیرم کس ندید آخرم تا کی دهی بیجرم در لوزینه سیر
💡 گل مگر لافی زد از خوبی کنون پیش رخت عذر خواه از ده زبان چون شرمساران میرسد
💡 سوسن آزاد چون از قول محروم آمدست گر چه دارد ده زبان قائل نمیگردد بجهد
💡 بر سر خاک شهید عشق گردد ده زبان غنچه ی سوسن که چون شمعیست نیلی در لگن
💡 گرم چو سوسن آزاده ده زبان خوانی ز نه سپهر بر آید صدا که صدقنا
💡 صاحبا! داننده اسرار می داند که من جز به مدحت ده زبان چون غنچه سوسن نیم