لغت نامه دهخدا
کیسه ده. [ س ِ دِه ْ ] ( اِخ ) دهی از دهستان هرازپی است که در بخش مرکزی شهرستان آمل واقع است و 100 تن سکنه دارد. این ده معروف به ناصرآباد می باشد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 3 ).
کیسه ده. [ س ِ دِه ْ ] ( اِخ ) دهی از دهستان هرازپی است که در بخش مرکزی شهرستان آمل واقع است و 100 تن سکنه دارد. این ده معروف به ناصرآباد می باشد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 3 ).
دهی از دهستان هراز پی است که در بخش مرکزی شهرستان آمل واقع است و ۱٠٠ تن سکنه دارد ٠ این ده معروف به ناصر آباد می باشد ٠
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گنجم و در کیسه قارون نیم با تو نیم وز تو به بیرون نیم
💡 دریاب فیض صحبت روحانیان که زود چون بوی گل ز کیسه گلزار می روند
💡 دست کوتاه دماغ و سر آن زلف بلند کیسه خالی من دیوانه به سودا رفتم
💡 کی باشد کی، که در تو آویزم چون در زر و سیم، مرد نو کیسه
💡 برای داوری این درد ریخت زر چندان که گشت جمله تهی خانمان و کیسه و گنج
💡 ببازار کرم صد کیسه پر بها کرده است یک دست تهی را