کوچه راه

لغت نامه دهخدا

کوچه راه. [ چ َ / چ ِ ] ( اِ مرکب ) راه باریک. ( فرهنگ فارسی معین ):
یافت از دامگاه آن ددگان
کوچه راهی به کوی غمزدگان.نظامی.طی نمی گردد به شبگیر حیات جاودان
گرچه زلف او به ظاهر کوچه راهی بیش نیست.صائب ( از بهار عجم ).

فرهنگ فارسی

( اسم ) راه باریک: یافت از دامگاه آن ددگان کوچه راهی بکوی غمزدگان. ( هفت پیکر )

جمله سازی با کوچه راه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تا سرآمد کوچه راه عمر، پا ازکار ماند بس که سودم کف به هم ز افسوس، داغ از دست رفت

💡 لاگرانژ، ریاضی‌دان نامی بر این باور بود که هیچ ریاضی‌دانی اکتشافات شخصی خود را درک نکرده‌است، مگر این هنگام که این مطالب آن قدر در نظر او واضح و روشن شوند که چون از خانه به کوچه برود بتواند آن‌ها را برای اولین فردی که بر سر راه خود می‌بیند به سهولت شرح دهد.

💡 تا به سیر کوچه باغ زلف خوبان راه برد یک نفس در سینه دل آرام نتوانست کرد

💡 راه زاهد در حقیقت بود تقلید و مجاز زین سبب از کوچه تحقیق دور افتاده است

💡 خانه قدیم سبزواری‌ها ۱ مربوط به دوره قاجار است و در مشهد، خیابان شیرازی، نزدیک چهار راه شهدا، انتهای کوچه سبزواریها واقع شده و این اثر در تاریخ ۷ مهر ۱۳۸۱ با شمارهٔ ثبت ۶۳۶۰ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.