لغت نامه دهخدا
کور و کل. [ رُ ک َ ] ( ترکیب عطفی، ص مرکب ) کور و کچل. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). رجوع به کور و کچل شود.
کور و کل. [ رُ ک َ ] ( ترکیب عطفی، ص مرکب ) کور و کچل. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). رجوع به کور و کچل شود.
کور و کچل
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دیده ی حس چونکه باشد کور و مور غیب داند آنچه باشد در حضور
💡 هست این اسرار از جای دگر سر این را کی شناسد کور و کر
💡 من راز فلک را به دل شنودم هشیار به دل کور و کر نباشد
💡 گر تو کور و کر شدی ما را چه جرم ما درین رنجیم و در اندوه و گرم
💡 اگر او را به طبع مادر زاد دیده و گوش کور و کر باشد
💡 گر ز دنیا ور ز عقبی نگذری در ره احمد تو هم کور و کری