کلوخ کوب

لغت نامه دهخدا

کلوخ کوب. [ ک ُ ] ( نف مرکب ) کوبنده کلوخ. که کلوخ کوبد. || ( اِ مرکب ). تخماق. ( ناظم الاطباء ). آلتی است که مزارعان بدان کلوخ کلان را بکوبند و بشکنند. ( غیاث ). سنگی بر سر دسته چوبین استوار کرده که با آن کلوخ و نخاله گچ و جز آن کوبند. تخماق. مِفَضَّه. مدقه. مِرزَبَّه. مِردَس. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ): به دست یکی چوبی و در بغل آن دیگر کلوخ کوبی. ( گلستان ).

فرهنگ عمید

وسیله ای چوبی شبیه تخماق برای کوبیدن و نرم کردن کلوخ.

فرهنگ فارسی

کوبنده کلوخ. که کلوخ کوبد

جمله سازی با کلوخ کوب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 طبیعت خود را در برابر دانش برهنه می‌کند (La Nature se dévoilant à la Science) یک مجسمه تمثیلی ایجاد شده در سال ۱۸۹۹ در سبک هنر نو توسط لویی ارنست باریاس است. این مجسمه از زنی - به نشانهٔ طبیعت- است که در حال برداشتن حجاب خود و نمایان کردن سینه‌های برهنه و صورتش است. این مجسمه که در موزه اورسی قرار دارد به سفارش کنسرواتوار ملی هنر متیه ساخته شد. در زیر حجاب، طبیعت لباسی به تن دارد که توسط مجسمهٔ یک کلوخ کوب نگه داشته شده‌است. فیگور مجسمه از مرمر ساخته شده و لباسش از جنس عقیق الجزایر و کلوخ کوب از جنس مرمر سبز است. مجسمه با دیگر ابزار نیز بازسازی شده‌است.

دیشلمه یعنی چه؟
دیشلمه یعنی چه؟
حاشیه یعنی چه؟
حاشیه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز