لغت نامه دهخدا
کرشمه داری. [ ک ِ رِ م َ / م ِ ] ( حامص مرکب ) حالت و کیفیت کرشمه دار. کرشمه بازی. ( فرهنگ فارسی معین ). رجوع به کرشمه بازی شود.
کرشمه داری. [ ک ِ رِ م َ / م ِ ] ( حامص مرکب ) حالت و کیفیت کرشمه دار. کرشمه بازی. ( فرهنگ فارسی معین ). رجوع به کرشمه بازی شود.
کرشمه بازی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تو بیوفائی اما ز بس کرشمه وناز هزار حیف که پاس وفا نمی داری
💡 کرشمه بار نهالی که بوده ای هستی به سر ز فتنه هوایی که داشتی داری