لغت نامه دهخدا
کج و لوس.[ ک َ ج ُ ل َ / لو ] ( اِ مرکب، از اتباع ) لوس. لیوس. ( یادداشت مؤلف ). فالج. رجوع به کج و لوس شدن شود.
کج و لوس.[ ک َ ج ُ ل َ / لو ] ( اِ مرکب، از اتباع ) لوس. لیوس. ( یادداشت مؤلف ). فالج. رجوع به کج و لوس شدن شود.
لوس. فالج. لیوس
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بنگر به گردن کج و چشمان احولش گویی به قعر چاه نگه میکند خروس
💡 همانت تیغ کج و، رمح راست پیش آورد؛ همینت تیز ز ترکش، کمان ز قربان داد
💡 شود عیار بد ونیک در سفر ظاهر یکی است تیر کج و راست تا بود درکیش
💡 هرکه باشد همنشین شرک گیرد راه کج وان که باشد همره توحید یابد راه راست
💡 کندت پیشهٔ خویش اندرو همی کج و راست پدید نیست ورا هیچ راستی و کژی