کج و لوس شدن

لغت نامه دهخدا

کج و لوس شدن. [ ک َ ج ُ ل َ / لو ش ُ دَ ] ( مص مرکب )فالج پیدا آمدن یا تغییر شکل دادن پاره ای از روی یابدن. کج شدن دهان و دست بر اثر عارضه نوعی بیماری چنانکه مرد مبتلا به فالج و لقوه. ( یادداشت مؤلف ).

فرهنگ فارسی

فالج پیدا آمدن یا تغییر شکل دادن پاره ای از روی یا بدن. کج شدن دهان و دست بر اثر عارضه نوعی بیماری چنانچه مرد مبتلا به فالج و لقوه

جمله سازی با کج و لوس شدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سر زلف تومی گردد به رخسار توگاهی کج و یا بهر گزیدن می شود مار سیاهی کج

💡 جوهرم هست و برش دارم و ماندم به غلاف چون نخواهم کج و خونریز چو شمشیر شوم

💡 کج آن توست و راست هم ای شاه نیکوان گر خاست فتنه ای ز کج و راست از تو خاست

💡 چیزی پس از این قهرمانی نگذشت که انگل کشتی آزاد را کنار گذاشت و وارد دنیای کشتی کج و دابلیو دابلیو اف شد.

💡 در سال ۲۰۰۶ اهالی منطقه که تعداد آن‌ها در حدود ۶۰ نفر می‌شد فقط با استفاده از منابع خود، برج کلیسا را که کج و با تیر شکارچیان سوراخ شده بود، مرمت نمودند.

💡 شانه که شامل دسته‌ای چوبی، خمیده با تیغه‌های فلزی ضخیم و موازی می‌شود. این تیغه‌ها بین تارهای چله قرار می‌گیرد و پودها و گره‌ها را در جای خود محکم می‌کند. این فشردگی ردیفها به نیروی بافنده بستگی دارد و معمولاً این کار را یک نفر بر عهده می‌گیرد تا نقش و نگارهای فرش کج و معوج نشود.

اندوختن یعنی چه؟
اندوختن یعنی چه؟
آثار یعنی چه؟
آثار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز